عید غدیر

در این صفحه می‌توانید تمام مطالب مرتبط با «اشعار مناجات امام زمان عج» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.

خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : مناجات رمضانیه و شهادت امام صادق(ع) و شهادت امام حسن مجتبی(ع) و میلاد امام زمان (عج) و مناجات با امام زمان(عج) و میلاد امام حسن(ع) و میلاد امام الرئوف و مناجات امام زمان(عج)

با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت عید غدیر دسترسی پیدا کنید

مناجات رمضانیه

بانگ موذن زاده پیچیده میان شهر دارد اذان می گوید آقا لحظه ی افطار دارم خجالت می کشم از شعرهایم من شعری که جای خالیت را می کند تکرار ای کاش پای سفره ی افطارتان بودم با دست خود خرما به این مسک...

ادامه مطلب

شهادت امام صادق(ع)

تو را می نویسم در آغوش خاک ضریحی ز اسرار پنهان اشک ومضمون شعرم شبیه غبار خودش را رسانده به ایوان اشک اگر واژه در واژه خاکی شدم و شعرم به مصراع روضه رسید به دنبال آداب این مرثیه به ج...

ادامه مطلب

شهادت امام حسن مجتبی(ع)

رفتند اربعین همگی سمت کربلا اما فقط نسیم شده زائر حسن پنجاه و هشت شب همه گفتند یا حسین امشب شده حسینه ها ذاکر حسن عالم نشسته بر سر این سفره ی کریم مهمان دست پخت فاطمه هستیم بی تردید او بذر عاطفه را کاشت بی کم و کاست آنجا که هیچ لهجه ای از عاطفه نمی فهمید خورشید نشست زیر سایه ی پر مهر ایوانش وقتی که دید دست خیر کثیرش سر تعظیم آری همیشه ذولفقار دید با دو چشم خودش درس نبرد حیدری به ابالفضل داده او تعلیم حسن ختام دفتر ایام عاشقیست روزی هرکسی نبود ذکر نام او من در تحیرم که شده ارتزاق عرش هر روز عطر خوشی از سلام او تاریخ را دوباره قلم طرح می زند ایندفعه خانه اش پر از ازدحام یار ایندفعه همسری که وفادار حضرت است ایندفعه خیل لشگر مولاست بی شمار طرح جدید کوچه های بنی هاشمی زدم دیوارهایی از گل یاس و بدون سنگ باید مسیر از دو طرف ب...

ادامه مطلب

میلاد امام زمان (عج)

نبض دقیقه ها هیجانی عجیب داشت وقت سحر دلم حسی غریب داشت گویا تمام آسمان پُرِ از قاصدک شده یک قاصدک خبر از عطر سیب داشت سجاده ای به سمت خدا پهن گشته است خورشید شهر بر لبش اَمّن یُجیب داشت گلدسته های عرش, اذان گوی کائنات ناقوسِ دیر و راهبه حرف از حبیب داشت کنعانیان خبر از یوسف آمده ایام غصه و ماتم سرآمده باید سرود از تو غزل عاشقانه ها ای واژه ی پر از تلاطم تا بی کرانه ها جاء الحق است نقشِ پر از حرفِ بازویت یعنی علسیت حاضر در هر زمانه ها بر روی شانه ات زهق الباطلی که هست یعنی که راه توست ارثیه ی مادرانه ها ای بهترین نشانه ی زهرایی ...

ادامه مطلب

مناجات با امام زمان(عج)

جشنی که امشب می گیریم براتون نذری برا سلامتیتون میشه ای روشنایی تمام جهان چه سخته بی تو شهر چراغون بشه امشب زمین برو بیایی داره تازه هزارتا جشن تو آسمونه اما مثه مادر دل شکستم فرشته هم دلش تو جمکرونه شب ولادت تو اشک و لبخند یه عالمه حرف نگفته داره عزیز من خودت بگو چجوری بدون تو دلم طاقت بیاره اگه دارم لباس نو می پوشم اگه برات ریسه دارم می بندم فقط بخاطر دل فاطمه است اگر بدون تو دارم می خندم کجای این جهان آقا گرفتی دست دعاتو سمت آسمونها قربون موهای سر سفیدت کم گریه کن به حال و روز ماها ...

ادامه مطلب

میلاد امام حسن(ع)

بام شما بدون کبوتر نمی شود آخر کسی معطَّل این دَر نمی شود هر شاعرانه ای که بگویم در این میان بی اذن فاطمه وارد دفتر نمی شود چون نام فاطمه آمد به رسم عشق هر باده ای که باده ی کوثر نمی شود اصلا بدون نام پر از شکَّر حسن هر منبری و مجلسی که مُعطَّر نمی شود تو آمدی به گوش جهل عرب حق فرو کند اصلاً نژاد فاطمه ابتر نمی شود قربان نام فاطمه جز فاطمه کسی با ذکر یاعلی که برابر نمی شود نسل علی قیامت کبری عالم است دنیا غبار پای قاسم و اکبر نمی شود گفتم علی که قبله ی شعرم ترک خُورَد شعرم دگر حریف گفتن حیدر نمی شود بر چهار گوشه ی دنیا خبر رسید امشب خدا...

ادامه مطلب

میلاد امام الرئوف

میل شلوغی حرمت قصه ی زیارت شد این بار جای شعر صحبت از گفتن حکایت شد قصه رسید به اینجا که چشم صیادی سمت مسیر عبور بچه آهویی هدایت شد و مادرانه ترین حس آهوی مادر تنها دلیل اصلی باران صد کرامت شد وگوش به گوش رسید قصه به گوش تمام صیادان از یک شکار پای ضریحی.... چنین روایت شد اصلا خود خدا نوشت قصه ی آهو به صفحه ی تاریخ اینگونه شد که راز اصل وجود رضا ضمانت شد این قصه پشت به پشت رسیده به نسل تا امروز هر معجزه کنار پنجره فولاد عین عادت شد شاعر در ازدحام شلوغی گرد صحن عتیق با التماس فقیر کمی نگاهت شد در بیت هشتم شعرش اجازه می خواهد تا آخرین...

ادامه مطلب

مناجات امام زمان(عج)

مادرم صبح آبپاشی کرد کوچه ای راکه توگذرکردی به امیدی سپند دودمی کرد که تو ازپشت ابربرگردی وغروبی دوباره بین سمات بی تو رفت وقنوت شعرم باز در ضریح دعابرای ظهور کرده تاجمکران تو پرواز السلام علیک یا دریا السلام ای حقیقت باران بی تو تقویم سال من پوچ است عقربه های ساعتم بی جان جمکرانی شده دلم امشب تا سحر بس که ندبه می خوانم حال من را تو خوب می دانی خار چشمم برات می دانم شال سبزت بکش به روی سرم بار دیگر تو روبه راهم کن چشم من که تو را نمی بیند لااقل تو دمی نگاهم کن آه از این آرزوی دور و دراز اقتدا بر تو در نماز حرم یک دفعه امتحانش که...

ادامه مطلب